خانه »
سرگرمی »
دسته بندی "سرگرمی های گوناگون" (صفحه 4)
تمجید از سخاوت شاهزاده:
پادشاهی از دنیا رفت و ملک و گنج فراوانی نصیب فرزندش شد، شاهزاده دست کرم و سخاوت گشود و به سپاهیان و ملت، نعمت فراوان بخشید:نیاساید مشام از طبله عود بر آتش نه که چون عنبر ببوید
بزرگی بایدت بخشندگی کن که دانه تا نیفشانی نرودیکی از همنشینان کم عقل ...
حکایت کوتاهمراقبت از گزند آن کس که از انسان می ترسد:(هرمز) فرزند انوشیروان (وقتی به سلطنت رسید) وزیران پدرش را دستگر و زندانی کرد. از او پرسیدند: (تو از وزیران چه خطایی دیدی که آنها را دستگیر و زندانی نموده ای؟)هرمز در پاسخ گفت: خطایی ندیده ام، ولی دیدم ترس از من، قلب آنها را فرا گرفته و آنها بی اندازه از من می ترسند و اعتماد کامل به عهد ...
معما همراه با جواب
معمای شمش تقلبی را پیدا کنید:هفت شمش طلا به شما میدهند که یکی از آنها تقلبی است و سبکتر از شش تای دیگر.با یک ترازوی دو کفهای و تنها دو بار وزن کردن شمش تقلبی را پیدا کنید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پاسخ معمای شمش تقلبی :در هر کفه ترازو سه شمش بگذارید.اگر وزن دو کفه یکی بود، شمش هفتم که روی ترازو نگذاشتهاید،همان شمشی است که از همه سبکتر است و ...
داستان مرد هیزم شکن ( از داستان های کلیله و دمنه)مردي هر روز صبح به صحرا مي رفت، هيزم جمع مي کرد و براي فروش به شهر مي برد
. زندگي ساده اش از همين راه مي گذشت. تنها بود و همين روزي اندک بي نيازش مي کرد.
آن روز به هيزم هايي که جمع کرده بود، نگاه کرد.براي آن روز کافي بود. حالا بايد به شهر بر مي گشت. هيزمها را ...
فرار از زندگیداستان «فرار از زندگی» استاد گفت:….خوب به مکالمات بین کودکان گوش کن.مکالمات بین کودکان به این صورت بود: -الان نوبت من است که فرار کنم و تو باید دنبال من بدوی. -نخیر الان نوبت توست که دنبالم بدوی. -اصلا چرا من هیچوقت نباید فرار کنم؟ و حرف هایی از این قبیل… استاد ادامه داد:همانطور که شنیدی تمام این کودکان طالب آن بودند که از دست دیگری فرار کنند. انسان نیز این گونه است.او ...
حکمت خداوندی
سعدی در بیان حکایتی می گوید:موسی علیه السلام ، درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده. گفت:ای موسی! دعا کن تا خدا عزوجل مرا کفافی دهد که از بی طاقتی به جان آمدم. موسی دعا کرد و برفت. پس از چند روز که از مناجات باز آمد، مرد را دید گرفتار و خلقی انبوه برو گرد آمده. گفت:این چه حالت است؟ گفتند: خمر خورده و عربده کرده ...
درسي از سقراط
روزی سقراط (حکیم معروف یونانی)،مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر است. علت ناراحتیش را پرسید، پاسخ داد:"در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم، جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.”سقراط گفت: "چرا رنجیدی؟”
مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنین رفتاری ناراحت کننده است.”
سقراط پرسید:"اگر در راه کسی ...
دو حریف روسی مقابل هم قرار گرفته اند و دو حرکت پایانی را بررسی می کنیم.دو حرکت پایانی بازی بین الکساندر استاپنکو۱ و کورکین۲ (شوروی) سال ۱۹۷۰ فرا رسیده است. نوبت حرکت با استاپنکو (مهره سفید) است. این دو حرکت را مشخص کنید.۱. Alexander Ostapenko۲. S Kurkin
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
پاسخ معمای شطرنج: مات در دو حرکت۱. Be7 Rxe7۲. Rg8# صحنه پایانی این مصاف: